تبليغاتX
اطلاع رسانی گروه اموزشی فلسفه و منطق
باسمه تعالي
681/28312- وزارت آموزش و پرورش شماره: 33
87/5/ سازمان آموزش و پرورش استان زنجان تاريخ: 8
پيوست:
به: سازمان آموزش و پرورش استان ........................
« علل افت تحصيلي در دروس فلسفه و منطق » موضوع: نتايج مسابقه
با سلام
86 اين سازمان مبني بر فراخوان مقالات علمي و تحقيقي در زمينه علل /8/ 681 مورخه 6 /54553- پيرو بخشنامه شماره 33
افت تحصيلي در دروس فلسفه و منطق،به اطلاع مي رساند كه مقالات رسيده از سراسر كشور،توسط هيأت داوران و با نظارت
دبيرخانه راهبري فلسفه و منطق كشور، مورد بررسي و ارزيابي قرار گرفت كه اسامي دبيران برگزيده اين مسابقه،به شرح ذيل
اعلام مي گردد:
رتبه اول: آذر سپهوند، ازاستان لرستان(ناحيه 2 خرم آباد)
رتبه دوم: ايمان فرهاد پور، از استان فارس(كازرون)
رتبه سوم: جميله داريس – سكينه بابايي،از استان خوزستان(بندر امام خميني(ره))
لازم به ذكر است كه لوح تقدير نامبردگان،قبلا به استان هاي مربوط ارسال گرديده و جوايز ايشان نيز به پيوست مي باشد،
خواهشمند است سازمان هاي مزبور نسبت به تحويل به موقع آنها ،به اين عزيزان،اقدام فرمايند.
ضمنا شايسته است نويسندگان سه مقاله برگزيده بعدي نيز،كه اسامي آنها به شرح ذيل مي باشد، با صدور لوح تقدير توسط
سازمان مربوط، مورد تشويق قرار گيرند:
-4 مريم آخوندي،از شهرستان هاي تهران (ناحيه 1 كرج)
-5 عبدالرضا باقي- محمد رضا رضايي- عفت رضايي،از استان اصفهان(شهر رضا)
-6 محمد علي اماني،از استان سمنان(دامغان)
سعيد ناصري
رونوشت: رئيس سازمان آموزش و پرورش استان زنجان
*دفتر آموزش و پرورش نظري و پيش دانشگاهي
*دفتر رياست محترم سازمان
*معاونت محترم متوسطه نظري و مهارتي
*كارشناسي تكنولوژي و گروه هاي آموزشي متوسطه
*دبير خانه راهبري فلسفه و منطق
0241- تلفكس 4264010
ssph@zanjansadra.com پست الكترونيكي www.zanjansadra.com دبيرخانه راهبري فلسفه و منطق كشور: آدرس اينترنتي
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم فروردین 1388ساعت 15:8  توسط جواد مویدی ____ پرشنگ چکشی  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387ساعت 17:40  توسط جواد مویدی ____ پرشنگ چکشی  | 

وي درباره اعتراض برخي از دانش‌آموزان سوم متوسطه در مورد آزمون نهايي فلسفه اين مقطع، گفت: آزمون هاي نهايي بايد استاندارد باشد. اگر سوالات استاندارد نباشد، قابل رسيدگي است،‌ اما دليل نمي‌شود كه «به دليل برف» دانش‌آموزان درس نخوانند. پس كلاس جبراني را براي چه گذاشتند؟!

علي احمدي تصريح کرد: البته خواسته ما برگزاري آزمون‌هاي استاندارد است و از دانش‌آموزان نيز توقع داريم كه خودشان را براي اين آزمون‌ها آماده كنند.

اخبار مرتبط با امتحان نهايي
3 اعتراض دانش‌آموزان سوم دبيرستاني به امتحان نهايي درس فلسفه و منطق سال سوم انساني
3 برنامه امتحانات نهايي خرداد 87 اعلام شد
ندا  از اراک در سه شنبه 11 تیر 1387

این چه جور سوال استانداردیه که بیشتر دانش آموزان در درس فلسفه منطق یا تجدید شدند یا نمره ی خیلی کمی گرفتند

ندا از اراک در سه شنبه 11 تیر 1387

اصلا بلد نیستید سوال طرح کنید

 

مهدي از اصفهان در چهارشنبه 5 تیر 1387

با اين امتحان طرح كردن شما ها براي تمام دانش آموزها در دانشگاه صندلي وجود داره اگه اين امتحان نهايي بود واحسرتا به كنكور88 خدا به داد ماها برسه كنكور 88 شما هم حتما مثل اين امتحاناتون استاندارده ؟؟؟؟

فائزه از تهران در پنج شنبه 30 خرداد 1387

بابا آخه این چه وضعیه.ائتحان فلسفه منطق باید تکرار شود.سوالات افتضاح بود.

فرزانه.پورمند از الامتو در پنج شنبه 30 خرداد 1387

سلام.امتحانات.خیلی.افتضاح.بود

mehran از اصفهان در يکشنبه 26 خرداد 1387

استاندارد بودن سوالات به معنيه سخت بودن انها نيست

 

مریم  از تهران در شنبه 25 خرداد 1387

واقعاازمدارس دولتی مثل مدارس غیرانتفاعی باید انتظار داشت.ماکه مدرسه دولتی بودم یه معلم خوبم نداشتیم که تمرینایه کتابم درست حل کنه واقعا حقمون اینه که امتاحانارو خوب ندیم.مگه چقدر میشه پول خرج کرد؟اگه داشتیم که میرفتیم غیرانتفاعی.

سپیده از  در شنبه 25 خرداد 1387

سلام خیلی خیلی ممنونم که به اعتراضات رسیدگی می کنید و قرار است که به تمام دروس سه الی ده نمره اضافه کنید و شرط معدل را حذف کنید (مگر اینکه باگفتن عبارات تلقینی وبهره گیری از قانون جذب مشکلمان حل شود) اخه این چه وضعشه؟اصلا به این توجه میکنید که معدل امسال ما سی در صد از ایندمونو تشکیل میده؟واقعاکه!!!!

 
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت 19:11  توسط جواد مویدی ____ پرشنگ چکشی  | 

باسمه تعالي

وزارت آموزش و پرورش

سازمان آموزش و پرورش استان زنجان

به: اداره كل سنجش و ارزشيابي تحصيلي

( موضوع: امتحان نهايي فلسفه ومنطق سوم انساني . خرداد۸۷

با سلام:

احتراما پيرو تماس هاي فراوان سرگروه هاي آموزشي فلسفه و منطق استان هاي سراسر كشور در خصوص اعتراض به سوالات امتحان نهایی فلسفه و منطق سال سوم علوم انساني در خرداد ماه 87 ، به استحضار مي رساند كه با توجه به نظرات همكاران و بررسي اين سوالات دردبيرخانه راهبري فلسفه و منطق كشور، حدودا در 50 % سوالات، اشكالا تي همچون ابهام در خواسته و يا در گزينه هاي انتخابي، معايب علمي وفني و دشواري و پيچيدگي فراتر از حد متعارف (با توجه به سطح آموزشي كتب درسي مربوط و متوسط توان علمي مورد انتظار از دانش آموزنمناطق مختلف كشور) ملاحظه مي گرددكه ذيلا به برخي موارد اشاره مي شود.

سوال 2:در جدل علاوه بر مسلمات ،از مشهورات و مقبولات نيز استفاده مي شود (به صفحه 97 كتاب منطق مراجعه گردد ) و لذا نه يك گزينه،بلكه سه گزينه،پاسخي براي قسمت جدل محسوب مي شود.

سوال 3 قسمت (ج):"جسم" نسبت به زرافه نمي تواند نوع باشد، بلكه نسبت به آن جنس مي باشد .در حاليكه در سوال و پاسخنامه انتظارچنين پاسخي رفته است و نمره نيز به چنين پاسخي اختصاص داده شده است .(درست است كه مي توان در اين سلسله مراتب، جسم را نوع عالي به حساب آورد،ولي نه نسبت به زرافه)

سوال 5: در هر دو گزينه،معناي بكار گرفته شده الفاظ مورد نظر،براي اغلب دانش آموزآن، چندان روشن وواضح نمي باشد تا براحتي به خواسته سوال، يعني تشخيص نوع دلالت لفظ بر معني،پاسخ گويند در حاليكه در چنين سوالاتي بايد گزينه ها با معاني كاملا روشن انتخاب گردد، تا دانش آموز، فقط نسبت به خواسته سوال، مورد ارزيابي قرار گيرد و نه مثلا نسبت به ميزان معلومات ادبي ، فقهي و امثال آن.

سوال 9: آيا مراد از "نقاش" در تعريف دوم،نقاش بالقوه است يا بالفعل؟اگر "بالقوه" منظور است ،در آن صورت تعريف دوم (ب)،تعريف به اخص نمي باشد،در حاليكه د ر پاسخنامه چنين فرض شده و براي اين پاسخ، نمره اختصاص يافته است .ولي اگر مراد "بالفعل" مي باشد،در آن صورت تعريف اول ( قسمت الف) و پاسخ آن با اشكال مواجه مي شود .زيرا در آن صورت مراد از "راه رونده" راه رونده بالفعل خواهد بود؛كه مي دانيم برخي انسانها توانايي را ه روندگي بالفعل را ندارند (مثل برخي قطع نخاعي ها ) و لذا اين تعريف علاوه بر اينكه تعريف به اعم است، تعريف به اخص نيز خواهد بود.

سوال 13 : هر چند قضاياي سالبه جزئيه،عكس لازم الصدق ندارند؛ولي اين بدين معنا نيست كه هيچ قضيه سالبه جزئيه،عكس صادق صادق مي باشد .لذا ، « بعضي بي تفاوت ها نسبت به كانون خانواده،غربي نيستند » ندارد؛همانگونه كه در مورد قضيه مورد سوال،عكس آن ،يعني چرا بايد از اين گونه موارد كه دانش آموزان را دچار سردرگمي مي نمايد،استفاده نمود؟چرا نبايد به دانش آموزي كه قضيه فوق را به عنوان پاسخ ذكر كرده است،نمره منظور كرد؟

سوال 15 : در قياس اقتراني الف،عيب اصلي به عدم وحدت معني حدوسط در دومقدمه بر مي گردد و ذكر اين دليل براي اخذ نمره كامل اين بخش كفايت مي كند.

سوال 16 : اگر مي خواهيم ببينيم كه آيا دانش آموزان،قدرت تشخيص متواترات را بدست آورده ا ند يانه،چرا بايد از نمونه هايي استفاده كرد،كه شايد اكثر قريب به اتفاق دانش آموزان در فهم و شناخت معناي آنها،ممكن است با مشكل مواجه باشند؟چند درصد دانش آموزانِ كشور "تکيه دولت" را می شناسند؟ و حال که نمی شناسند ،آيا اين امر نشانه ای است ازنقص اطلاعات منطقی و فلسفی آنها؟

سوال 17 : مغالطه هاي مورد استفاده شده در اين سوال به سبب ابهام،پيچيدگي و چند وجهي بودن معاني مندرج در آنها،قابل انطباق با انواع مختلف مغالطات مي باشند و تجزيه و تحليل آنها در حد كتاب منطق سال سوم نمي باشد و همين امر موجب سردر گمي،دانش آموزان شده است.مثلا مغالطه قسمت (ب) آنگونه كه در پاسخنامه به راحتي يك مغالطه تكذيب يا تخطئه گوينده به حساب آمده نمي باشد .زيرا صرفا تخطئه گوينده را به همراه ندارد و در اين گونه مغالطه ها واقعا سعي مي شود دليلي «.... آن حزب مورد تاييد من نيست ...» اين گفته كه براي تكذيب و تخطئه گوينده ارائه شود،همچنانكه در كتاب درسي نيز كه مثالي در اين زمينه آورده شده است چنين عمل شده است (... اين حزب همواره طرفدار محدود كردن بودجه هاي نظامي است و از اين راه مي خواهد نيروي دفاعي مملكت را ضعيف كند)

سوال 19 : قسمت (ب) به طرز كاملا گن گ و نارسايي مطرح شده است به نحوي كه يا واژگان مورد نياز به جاي نقطه چين ها بدرستي براي دانش آموزان قابل پيش بيني نيست و يا مي توان پاسخ هاي متعددي را براي آنها بيان كرد (مثلا نقطه چين اول را غير از مفهو م "طبيعتشيء" مي توان با مفهوم "صورت" نيز تكميل نمود).نيز « علم سياست » « فلسفه علم سياست »

 سوال 20 : نبود دقت كافي در طراحي صورت سوال باعث شده است كه مثلا در قسمت الف،علاوه بربه عنوان پاسخي صحيح مطرح باشد . زيرا سوال مطرح شده در قسمت الف به علم سياست نيز مربوط مي باشد،اگرچه پاسخگويي به آن ازعهده ي اين علم خارج است و بايستي آن را در فلسفه سياست دنبال نمود .از اينرو براي تدقيق در خواسته سوال مثلا مي توانستيم آنرا بديننحو بيان كنيم كه "پاسخگويي به هر يك از سوالات زير به عهده كدام دانش است؟".* بارم اختصاصي برخي سوالات با پاسخ هاي خواسته شده آنها تناسب ندارد.*علاوه بر ايرادت فوق،ايراد ديگري كه به برخي سوالات وارد است ، اين است كه در آنها اهداف اصلي و كلي دروس مربوط مورد غفلت واقع شده و اهداف جزئي و فرعي درس بيشتر از اهداف كلي مورد توجه واقع شده است . ضمن اينكه در طراحي سوالات،حيطه هاي مختلف شناختي به درستي رعايت نشده اند.

با توجه به مسائل و مشكلات فوق الاشاره و گزارشات رسيده از سراسر كشور ، احتمال عدم توفيق اكثريت دانش آموزان، در

كسب نمره قبولي مي رو د ،كه در اين صور ت ، اين امر حكايت از عدم توفيق امتحان مورد بحث، در تفكيك دانش آموزان ساعي از

ديگر دانش آموزان و د رجه بندي مطلوب آنها،خواهد نمو د . از اينرو از آن اداره محترم تقاضا مند است كه بعد از بررسي موضوع،

تصميمات و اقدامات لازم را جهت جلوگيري از تصييع حقوق دانش آموزان عزيز،اتخاذ فرمايند.

دبيرخانه راهبري فلسفه و منطق كشور

1387/3/7

0241- تلفكس 4264010 ssph@zanjansadra.com پست الكترونيكي www.zanjansadra.com دبيرخانه راهبري فلسفه و منطق كشور: آدرس اينترنتي

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم خرداد 1387ساعت 22:34  توسط جواد مویدی ____ پرشنگ چکشی  | 
  1. ((بسمه تعالي))

اداره آموزش و پرورش استان كرمانشاه

كارشناس تكنولوژي و گروههاي آموزشي متوسطه

گزارش كار سه ماهه سوم گروه آموزشي فلسفه و منطق استان كرمانشاه

 

رديف

شماره و تاريخ

موضوع

شرح اجرايي

1

470/3083/561

28/1/87

برگزاري جشنواره روشهاي تدريس مرحله استاني

انجام شد

2

دو سيار

9/3/87

بررسي سوالات نهايي خرداد

انجام شد

3

470/49094/561

28/7/86

مسابقه وبلاگ نويسي

انجام شد

4

470/49094/561

28/7/86

برگزاري توليد محتواي الكترونيك دبيران

انجام شد

5

يك سيار

9/3/87

ارسال اخبار به دبيرخانه جهت درج در فصلنامه

انجام شد

6

سه سيار

9/3/87

تهيه بروشور آموزشي مرحله دوم

انجام شد

7

470/60134/561

10/9/87

تهيه سوالات فرادانشي براي بانك سوالات

 

انجام شد

8

470/5257/561

8/2/87

تبيين اصطلاحات غامض كتاب منطق سال سوم متوسطه

انجام شد

9

470/48299/561

25/7/87

توضيح اصطلاحات كتاب فلسفه پيش دانشگاهي

انجام شد

10

چهار سيار

10/3/87

مسابقه مقاله نويسي در خصوص فلسفه و منطق

انجام شد

11

پنج سيار

11/3/87

بررسي عملكرد ساليانه گروههاي نواحي و مناطق درس فلسفه و منطق و اعلام گروههاي برتر

انجام شد

 

گروه آموزشي فلسفه و منطق استان کرمانشاه

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم خرداد 1387ساعت 22:6  توسط جواد مویدی ____ پرشنگ چکشی  | 

                                

بسم الله الرحمن الرحیم

 

             

معانی و مفاهیم لغات و اصطلا حات کتاب منطق سال سوم به منظور استفاده همکاران:

 

1- آنا لوطیقا: معرب لفظ یونانی آنالوتیکا و نام دو رساله از مجموعه آثار منطقی ارسطو است که اولی در زمینه قیاس و دومی در زمینه برهان به رشته تحریر در آمده است.

2- قیاس استثنایی: گونه ای از قیاس است که نتیجه یا نقیض نتیجه در مقدما ت قیاس آمده باشد

3-  استقراء : یکی از اقسام حجت است، و آن عبارت است از اینکه از بررسی موارد جزئی و متعددبه یک نتیجه گیری کلی برسیم و آن را تعمیم دهیم .

4-     اقسام استقراء : ( استقراء تام و ناقص) :

      استقراء تام: عبارت است از تعداد محدود و مشخص. از بررسی تک تک موارد جزئی به یک نتیجه گیری کلی برسیم و آن را تعمیم دهیم .

      استقراء ناقص : تعداد بی شمار و نامحدود است . از بررسی چند مورد جزئی به یک نتیجه گیری کلی برسیم و بعد آن را تعمیم دهیم .

5- تمثیل: (قیاس مع الفارق) :هر گاه از یک جزئی به یک جزئی دیگری حکم کنیم ، آنهم به دلیل مشابهتی که بین دو جزئی وجود دارد( یکی از انواع حجت است ).

6-  ادات: لفظ مفردی که به تنهایی معنی مستقلی نداشته باشد و بر زمان دلالت نکند .این مورد در منطق ادات نامیده می شودو در نحو حرف . مانند : از- بر- با.

7- برهان: قیاسی است که مقدمات آن از یقینیات تشکیل گردیده باشد . یعنی از(محسوسات مجربات اولیات و متواترات )

8-     انواع برهان: (لمی و انی).

برهان لمی: هر گاه از علت پی به وجود معلول ببریم. مثلا علت یخ بستن آب سرما می باشد .

برهان انی: هر گاه از وجود معلول پی به وجود علت ببریم. مثلا عطسه .و سر فه معلول سرما خوردگی  که علت آن است.

9- اسم: لفظ مفردی است که به تنهایی معنی مستقل داشته باشد ، بدون افاده زمان .

10- اشتراک لفظی : هر گاه لفظ واحدی دارای معنی متعددی باشد . مانند لفظ  شیر: شیر آب؛ شیر درنده؛ شیر خوراکی.

11- اشتراک معنوی: لفظ برای معنای متعددی وضع نشود، یلکه برافراد و موجوداتی دلالت می کند که حقیقت وجودی آنها یکی است .مانند : انسان. آب .

12- اصول متعارفه : اصولی هستند بدیهی و از مبادی تصدیقی که مسائل علوم به آن وابسته است.

13- اصول موضوعه: اصولی هستند که خود به خود روشن و بدیهی نمی باشند، اما آنها را در ابتدا برای اثبات احکام از معلم می پذیریم ، همراه با تردید و ظن.و این از مبادی تصدیقی است و استدلال علمی و مسائل علمی به آن وابسته است .

14- حدود قیاس : عبارتند از( حد وسط حد اکبر- حد اصغر) .

15- مفهوم حد وسط: هر گاه در هنگام استدلال، ذهن بخواهد از مقدمات به نتیجه گیری برسد، احتیاج به یک واسطه و تکیه گاه دارد.آن کلمه ای که در مقدمات قیاس نقش واسطه و تکیه گاه را ایفا ء می کند در نتیجه حذف می گردد، حد وسط نامیده می شو د

.مثال: هوا جسم است- هر جسمی دارای وزن است-پس هوا دارای وزن است.                                            

               حد وسط             حد وسط                                                                                                                

16- حد اکبر : محمول مطلوب یا نتیجه را در قیاس حد اکبر می نامند.

17- حد اصغر: موضوع مطلوب را حد اصغر می نامند.

18- انتاج: یعنی نتیجه دادن، هر گاه قیاس نتیجه و مطلوبی را به دنبال داشته باشد منتج نامیده می شود.

19- عقیم: هر گاه شرایط انتاج در مقدمات قیاس درج نشده باشد عقیم می نامند .

n      مفاهیم واجب، امکان، امتناع در منطق:

از دیدگاه علمای منطق در یک قضیه حملی رابطه محمول با موضوع سه نوع است:

1-     یا رابطه وجوبی است یعنی محمول حتما عارض موضوع می گردد. مانند:

" مثلث شکلی است سه ضلعی".

2-   یا رابطه امکانی است: ممکن است محمول عارض موضوع گردد یا عارض موضوع نگردد. مانند: " هوا سرد است".

3-     رابطه امتناعی است: هرگز محمول عارض موضوع نمی شود مانند: " مثلث شکلی چهار ضلعی ".

20- ارمیناس(قضایا) : کلمه یونانی است به معنی خبر و قول جازم.

 قضیه: عبارت از گفتاری که در آن احتمال صدق و کذب وجود نداشته باشد مانند:" هوا ابری است".

21- سلب و ایجاب: هرگاه حالت یا صفتی را به موضوع قضیه نسبت دهیم قضیه ایجابی نامیده می شود.مانند: " عسل شیرین ایت"

- هرگاه از موضوع نسبتی را بگیریم آن قضیه سلبی نامیده می شود. مانند :" هیچ انسانی کامل نیست."

22- اقسام قضایا: 1- قضیه شرطیه 2- قضیه حملیه .

1- قضیه شرطیه: در قضیه شرطیه تحقق امری به امر دیگری بستگی دارد.مانند: " اگر درس بخوانی،موفق می شوی."

2- قضیه حملیه : هرگاه بدون هیچ شرطی چیزی را به چیز دیگر اسناد دهیم. ( اسناد محمول به موضوع) مانند: " شب تاریک است."

 اجزا قضیه حملی حملیه عبارتند از : ( موضوع - محمول- رابطه یا نسبت حکمیه)

موضوع: کسی یا چیزی که محمول به آن نسبت داده می شود.

محمول: آنچه به موضوع نسبت داده می شود.

رابطه: لفظی که محمول را به موضوع نسبت می دهد و بین موضوع و محمول ارتباط برقرار نماید.

23- انواع تصور: بدیهی غیر بدیهی

       انواع تصدیق: بدیهی غیر بدیهی

 بدیهی: تصور یا تصدیقی که ذاتا روشن باشد و نیازی به توضیح و اثبات نداشته باشد ( خودبخود مورد قبول ذهن قرار می گیرد) مانند:" سردی- گرمی "( تصور بدیهی) "عسل شیرین است" (تصدیق بدیهی).

غیر بدیهی: تصور یا تصدیقی که خودبخود روشن نباشد و نیاز به توضیح و اثبات داشته باشد. مانند:" تصور:خورشید ، دریا- تصدیق : خدا یکتا است، روح جاودانه است."

24- انواع بدیهیات عبارتند از: (اولیات- محسوسات- مجربات- متواترات حدسیات فطریات )

25- انواع قضیه حملی: ( شخصیه- محصوره- مهمله- طبیعیه)

- قضیه شخصیه: هرگاه موضوع قضیه جزئی و بر یک فرد دلالت کند. "ابن سینا فیلسوف است."

26- قضیه محصوره یا مسوّره: هرگاه تعداد افراد قضیه مشخص باشد. مانند: " هر اسبی علفخوار است."

27- سور قضیه محصوره : در زبان فارسی با کلماتی مانند: بعضی، برخی ، هر، همه  هیچ می باشد و در زبان عربی با کلماتی مانند : بعض ، کل ، ال نشان داده می شود . مانند: " کلکم را ع و کلکم مسئول_ الحمد الله "

28- قضیه مهمله: هر گاه تعداد افراد قضیه مشخص نشده باشد. مانند: " زن حساس است."

29- قضیه طبیعیه: هر گاه مراد طبیعت و مفهوم ذهنی یک کلی باشد نه افراد آن . مانند: " انسان نوع است." _ " ناطق فصل قریب است " .

30- انواع قضیه محصوره : ( موجبه کلیه- سالبه کلیه موجبه جزئیه- سالبه جزئیه)

31- جزئی و کلی بودن : مربوط به افراد قضیه ، و سلب و ایجاب مربوط به مثبت ومنفی بودن کیفیت قضیه می باشد.

32- انواع شرطی : قضیه شرطی متصله- قضیه شرطی منفصله

قضیه شرطی متصله: هرگاه ین دو امر پیوستگی باشد. مانند:

" اگر باران به کوهستان نبارد  به سالی دجله گردد خشک رودی"

قضیه شرطی منفصله: هر گاه بین دو امر جدایی و انفصال باشد. مانند:

" حالا یا روز است یا شب"    " جهان یا قدیم است یا حادث"

33- انواع قضیه منفصله : ( حقیقی مانعة الجمع مانعة الخلو)

- حقیقی : هر گاه بین دوامر جدایی و عناد باشد به گونه ای که هم اجتماع آنها محال است هم ارتفاع آنها. مانند: " این عدد یا زوج است یا فرد"  " حالا یا روز است یا شب"

- مانعة الجمع: هر گاه اجتماع دو امر محال باشد ، اما ارتفاع آنها جایز باشد. مانند: " این شخص یا ایرانی است یا ایرانی نیست"   " این جسم یا  فلز است یا شبه فلز"

- مانعة الخلو: " این قضیه جز مهمترین اقسام محسوب نشده و در کتاب بررسی نمی گردد.

34- نسبت های چهار گانه:

-تباین : هر گاه هیچ یک از افراد کلی با کلی دیگر وجه اشتراکی نداشته باشند . یعنی آنچه بر کلی اول صدق می کند بر کلی دوم صادق نباشد.

مانند: " انسان و سنگ- موحد و مشرک- شراب و سرکه "

 

- تساوی: هر گاه هر چیز بر کلی اول صادق باشد بر کلی دوم تیز صادق باشد.

مانند: " انسان و ناطق- مثلث و سه ضلعی"

- عموم وخصوص مطلق: هر گاه یک کلی عامتر از کلی دیگری باشد.

مانند: " آسیایی و ایرانی اسب و علفخوار- درخت و درخت بید"

-عموم وخصوص من وجه : هر گاه دو کلی از جهتی نسبت به هم حالت عام داشته باشند و از جهتی دیگر حالت خاص.

مانند: " میوه و شیرین- لباس و سفید"

35- تخالف: گونه ای از مغایرت بین دو چیز است که در ماهیت و لوازم آن اختلاف داشته باشند. مانند: " سفیدی و شیری در شکر."

36- عکس: هر گاه جای دو جزء موضوع و محمول را عوض کنیم  به شرط آن که به ارزش قضیه از لحاظ کیفیت و صدق و کذب خللی وارد نشود.

مانند: " بعضی مارها زهردار هستند، بعضی زهرداران مار هستند."

        " هیچ انسانی کامل نیست ، هیچ کاملی انسان نیست"

37- تناقض : هر گاه دو قضیه در کمیت و کیفیت و در صدق و کذب اختلاف داشته باشند.

مانند: " هر انسانی ناطق است."    " بعضی انسانها ناطق نیستند."

38- تضاد: دو قضیه کلیه ای که صدق هر دو محال است ولی کذب هر دو جایز، یعنی ( یا هر دو قضیه کاذبند ، یا یکی کاذب و دیگری کاذب است.)

مانند: " هر انسانی فانی است---هیچ انسانی فانی نیست"

توضیح اینکه :

شرط تضاد این است که هر دو قضیه کلی باشند ، بنا براین قضایای شخصیه و جزئیه تضاد نخواهد داشت.

 دو قضیه متناقض در سه مورد کمیت و کیفیت و صدق و کذب اختلاف دارند اما در هشت مورد(موضوع- محمول- زمان - مکان- قوه فعل- شرط و اضافه و جزء و کل) بین آنها وحدت حاکم است .

39- تقابل: هر گاه بین دو چیز اختلاف و تباین باشد به گونه ای که تحقق آن دودر یک زمان ، از یک جهت در یک مکان ناممکن باشد.

40- کلی متواطی: هر گاه مفهوم کلی به طور یکسان و مساوی بر افراد خود صدق نکند . مانند: انسان

41- کلی مشکک: هر گاه کلی به طور یکسان به افراد خود صدق نکند.مانند: نور- وجود.

42- جوهر: اجزاء همیشگی شی ء ، که هستی شی ء به آن بستگی دارد. مانند: اجزاء وجودی یک ساختمان

43- عرض: صفات زود گذری که از خارج وارد یک ماهیت می شود .مانند: رنگ برای تابلو-   شوری برای آب .

44- کلیات خمس:

1- جنس : آن کلی ذاتی است که افراد آن حقایق متفاوتی دارند. مانند: حیوان فلز- شکل.

2- نوع: آن کلی ذاتی است که افراد آن حقیقت واحدی دارند . مانند: انسان- مثلث- آهن.

3- فصل: آن کلی ذاتی است که نوع را از جنس و از انواع دیگر جدا می سازد . مانند: ناطق، که انسات را از حیوان جدا می سازد. یا سه ضلعی که مثلث را از سایر اشکال هندسی جدا می سازد .

4- عرض خاص: آن کلی عرضی است که بر یک نوع اختصاص دارد. مانند: خنده ، مهندسی، شاعری، نویسندگی که به نوع انسان اختصاص دارد.

5- عرض عام: آن کلی عرضی است که اختصاص به یک نوع ندارد بلکه میان دو یا چند نوع عمومیت دارد. مانند:" رنگ پوست (سیاهی و سفیدی)-   راه رفتن غذا خوردن

45- تعریف به حدّ : تعریف به ذاتیات است ، هر گاه تعریف بیانگر خصوصیات ذاتی یک شی ء باشد. مانند: " در تعریف مثلث گفته می شود: شکلی است سه ضلعی .سه ضلع داشتن جزء ذاتی مثلث است- و هر مثلثی ذاتا سه ضلعی است.

46- تعریف به رسم: تعریف به عرضیات است ، یعنی تعریف بیانگر صفات ظاهری و عرضی یک شی ء می باشد .مانند: " حیوان هنرمند، در تعریف انسان"

47- حد تام : تعریفی است که ذات یک شی ء را بیان می کند.( مرکب از جنس قریب و فصل قریب ) مانند: " حیوان ناطق در تعریف انسان "   " شکل سه ضلعی در تعریف مثلث"

48- حد ناقص: ( مرکب از جنس بعید و فصل قریب) مانند: " کمّ متصل سه ضلعی ، در تعریف مثلث "   " جسم ناطق ، در تعریف انسان"

49- رسم تام : تعریفی است( مرکب از جنس قریب و عرض خاص)

مانند: " حیوان شاعر در تعریف انسان "    " حیوان خندان در تعریف انسان"

50- رسم ناقص: تعریفی است که ( مرکب از جنس بعید و عرض خاص).

مانند:" جسم شاعر در تعریف انسان"     "جسم هنرمند در تعریف انسان"

51- جدل: نوعی روش پرسش و پاسخ بین دو نفر می باشد.( سائل و مجیب)

سوال کننده سعی می کند با طرح سوالاتی مخاطب را به تناقض گوئی و بن بست فکری بکشاند. آن گاه به او کمک می کند به حقیقت پی ببرد.مانند شیوه جدید سقراطی

52- ضرب چیست ؟ هر گاه چهار حالت صغری را از لحاظ ایجاب و سلب- جزئی و کلی بودن در چهار حالت کبری ضرب کنیم . چون کبری هم چهار حالت دارد. شانزده حالت ایجاد می شود که به ضروب شانزده گانه نامیده می شود.

53- سفسطه : گوته ای از صناعات خمس است که مقدمات آن از وهمیات و مشبهات تشکیل شده است.

صناعات خمس: انواع آن عبارتند از:(برهان- جدل- خطابه- شعر- سفسطه).

54- کلی:آن مفهوم ذهنی است که شامل افراد متعددی شود.

مانند:"انسان- دریا- شهر- دهکده"

55-جزئی: تصوری که شامل افراد متعددی نمی شودوفقط بر یک فرد یا یک شی دلالت می کند. مانند:"کوه دماونند- شیراز- آن کتاب".

56- اقسام کلی:    

1- کلی طبیعی              2- کلی منطقی                    3- کلی عقلی

کلی طبیعی: طبیعتی را که کلی منطقی برآن بار می شود.مانند:"طبیعت انسان"

کلی منطقی : مفهوم امتناع فرض صدق برکثیرین راکلی منطقی می نامند.کلی بدین معنا یکی از معقولات ثانیه است.

  کلی عقلی : طبیعت وماهیت رابه وصف کلیت؛کلی عقلی می نامندمانند:"الانسان الکلی".                

 

                                                          {{ گروه فلسفه ومنطق استان کرمانشاه}}

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم خرداد 1387ساعت 21:52  توسط جواد مویدی ____ پرشنگ چکشی  | 

 (((بسم الله الرحمن الرحیم)))

                                                    

بعضی از اصطلاحات کتاب فلسفه پیش دانشگاهی

درس اول:                   

مابعدالطیبعه : onto logic ، وجود شناسی و آن دانشی است که بحث از حقیقت وجود و عوارض و لواحق و احوالات آن است.

ماوراء الطبیعه: trans physics ، مرتبه ای از عالم هستی است که ورای طبیعت و جهان مادی است.

روش ما بعد الطبیعه : مقصود از روش یا متد ، مجموعه وسائلی است که وصول به غایت و مطلوب را آسان می سازد و هر علم و دانش به مقتضای نوع مسائل خود ، روش خاصی را برای تحقیق و اثبات مطالب می طلبد. بنابراین فلسفه روش خاص خود را دارد که به روش تعقلی مشهور است .

زبان ما بعد الطبیعه : منظور اصطلاحات ویژه خاصی است که مطالب ومباحث فلسفی به وسیله آن تبیین می شود .

هدف مابعد الطبیعه : منظور این است که غرض و هدف از مباحث وجود چیست و یک تحقیق فلسفی به دنبال پاسخگویی به چه سوالاتی است و در نهایت از این دانش چه فایده ای عاید انسان خواهد شد.

فطرت اول و ثانی : مقصود از آنها به تربیت همان عقل و معاش و عقل معاد می باشد. یک فطرت است که دو گونه کارکرد دارد . آنگاه که به امور دنیوی و لذایذ آن مشغول است مرحله فطرت اول است و آنگاه که بالاتر از آن می اندیشد مرحله فطرت ثانی است( فطرت ثانی : عالم معنی ، عالم الهی)

مجردات : به معنای کنده شدن،  مقصود از آن موجوداتی هستند که از صفات و ویژگی های جسم و ماده ( طول و عرض و قوه ....) جدا و منفک هستند ، به معنای امور نامحسوس و غیر مادی نیز به کار رفته است .

درس سوم:

واقعیت مستقل از ذهن: واقعیت یک امر عینی و خارجی است و جدای از ادراک و ذهن بشر است .

شکاکان:( سپتی سیست ها( :کسانی هستند که معتقدند آنچه ما حس می کنیم هیچ وقت واقعیت خارجی ندارد و در عالم خارج چیزی وجود ندارد و تصاویر ذهنی تحقق دارد.

بحث مغایرت وجود و ماهیت:

لاحدی و تعریف ناپذیر است .

ماهیت محدود و مشخص و قابل تعریف و دو معنا دارد :

الف: مایقال فی جواب ماهو( خداوند به این معنا ماهیت ندارد)

مابه الشی ء هوهو: معادل حقیقت شی ء است ( خداوند به این معنا ماهیت دارد)                                         

                                                                                                                            

مغایرت وجود و ماهیت: اگر وجود و ماهیت یکی باشند ، بنابراین باید ماهیتی را که تصور می کنیم وجود داشته باشد. در حالی که ما ماهیت بعضی چیز ها را تصور می کنیم اما وجود ندارند مثلا ماهیت ققنوس را تصور می کنیم اما وجود ندارد وگاهی هم بر عکس به این صورت که وجود هست اما ماهیت نیست، چنانکه خداوند وجود دارد اما ماهیت ( حد وجودی ) ندارد. بلکه ماهیت او وجودش است در بحث مغایرت وجود و ماهیت به معنای دوم است که خداوند این گونه ماهیتی ندارد .

روابط سه گانه بین موجود و ماهیت

واجب الوجب: موجودی که وجود برای آن ضروری ، قطعی و حتمی است .رابطه موضوع با وجود ضروری و حتمی باشد.مثال: وجود خداوند

ممکن الوجود : هرگاه رابطه موضوعی با وجود رابطه امکانی باشد یعنی موضوع نه از وجود ابا داشته باشد نه از عدم .مثال: موجودیت انسان

ممتنع الوجود: هرگاه رابطه موضوعی با وجود رابطه امتناعی و منفی باشد .مثال: اینکه یک شکل هندسی در آن واحد بخواهد هم مثلث باشدو هم مستطیل.

درس چهارم :

علیت : رابطه بین علت و معلولش به نوعی اصل علیت است.

ملاک نیازمندی معلول به علت:یعنی معیار اینکه چه چیزی به علت نیازمند است یا چه خصوصیتی در پدیده اگر باشد آن رابه موجود دیگر وابسته می کند.

نظریه حدوث: حادث در عرف و لغت به معنی نوو قدیم به معنی کهنه است.

حادث و قدیم در اصطلاح فلسفه وکلام با معنای عرفی آن تفاوت دارد. مقصود فلاسفه از حادث بودن و نو بودن یک چیزاین است که آن چیز پیش از آنکه موجود بشود، نابود بوده است و مقصود از قدیم این است که آن چیز همیشه بوده است و هیچگاه نبوده است که موجود نباشد.

متکلمان معتقدند ملاک احتیاج به علت ، حدوث است . یعنی چون سابقه نیستی را دارد نیاز به علت دارد یعنی هر موجودی که قدیم زمانی باشد و وجودش سابقه نیستی و عدم نداشته باشد حتما واجب الوجود و مستغنی از علت می باشد .

علت ناقصه: اگر علت به گونه ای باشد که به تنهایی برای تحقق  معلول کفایت نکند و یا یکی از اجزای آن مهیا نباشد.

علت تامه : اگر علت به گونه ای باشد که برای تحقق معلول کفایت کند و وجود معلول متوقف بر چیز دیگری نباشد آن را علت تامه گویند ( مرکب از دو جز ءکافی و لازم است ).

 

 

نظریه امکان ذاتی :                                                                                                                   

حکیمان معتقدند ملاک و معیار احتیاج به علت امکان شی ء است یعنی هر ممکن الوجود چون ممکن است و به خاطر آن که نسبتش به وجود و عدم یکسان و مساوی است، نیاز به علت دارد. و در نتیجه ملاک بی نیازی از علت وجوب ذاتی است. اعتقاد به امکان ذاتی ناشی از تفکر اصالت ماهیتی است زیرا امکان لازمه ماهیت است و ماهیت اعتبار ذهنی است و وجود منشا اثر می باشد پس وجود محتاج علت است.

ماسوی: در اصل باید ماسوی الله باشد یعنی هر چیزی غیر از خداوند تعالی .

صدفه: اتفاق و تصادف یعنی اینکه تحقق معلول بدون علت خاص خودش باشد.

وجوب مقدم بر وجود: به مقتضای قاعده ی " الشی ء مالم یجب لم یوجد"تا وجود برای ماهیت ضرورت پیدا نکند علت نمی تواند آن را ایجاد کند. لذا به حکم عقل، ابتدا وجود برای ماهیت واجب می شود و سپس شی ایجاد می شود . و اشاره دارد به مرحله ضرورت تحقق شی ء معلول از طرف علت آن.

 نظام متقن:

کلمه ی متقن به معنی محکم و استوار است و در اینجا منظور این است که جهان هستی که ما در آن زندگی می کنیم جهانی است که با نظم و قوانین خاص و ویژه آفریده شده است و از استحکام و استواری خاصی برخوردار است .

سنخیت علت و معلول: وابستگی و مناسبت خاص بین علت و معلول ،که به دو دسته تقسیم می شود.

1-     سنخیت بین علت و معلول های طبیعی

2-     سنخیت بین علت و معلول های مجرد.

برهان تسلسل و علل ابطال آن  :

عبارت از اینکه معلول علتی داشته باشد و آن نیز علتی دیگری داشته باشد تا بی نهایت . و درنهایت به یک علت العلل منتهی نشود. به عبارتی دیگر:                                ...............   A          A             A         A

وجه بطلان :

از نظر فارابی چون علت، تقدم وجودی بر معلول دارد نتیجه می گیریم که اگر علت العلل موجود نباشد ، موجودی تحقق نخواهد یافت . حال چون موجوداتی تحقق یافته اند دال بر این است که علت العلل در راس سلسله موجودات می باشد.بنابراین سلسله علل نامتناهی باطل می باشد.

از نظر ابن سینا هر موجودی یا واجب الوجود است یا ممکن الوجود ، اگر واجب الوجود باشد ثبت المطلوب ، و اگر ممکن الوجود باشد چون ممکن الوجود از ناحیه ذات نه میل به وجود دارد و نه میل به عدم ، آن وقت به وجود نخواهد آمد .

چون موجودات ممکن الوجود به وجود آمده اند پس دلیل براین است که واجب الوجود در راس همه موجودات می باشد.پس سلسله علل نامتناهی باطل است .

 

 

 

مفهوم دور:یعنی اینکه معلولی علت خودش باشد:

 

وجه بطلان:

                                                                         B          A

حال اگر A که علت B  است و بخواهد A نیز معلول  B باشد، آن وقت تقدم معلول بر علت پیش می آید،و این خلاف مراتب تقدم علت بر معلول خود است. بنابراین به این دلیل تناقص پیش می آید و تناقض هم باطل است.

حکمت مشاء : حکمت ارسطوئی (حقایق هستی صرفا به توسط عقل قابل اثبات باشد )

درس ششم:

تعریف طبیعت: طبیعت مرحله ای از هستی است که برای رسیدن به کمال در درون خود از حرکت و پویایی برخوردار است. ابن سینا  علت خلقت طبیعت را عشق و لطف الهی می داند و در حقیقت شناخت کامل طبیعت یعنی پی بردن رابطه مخلوقات با خالق هستی .

رابطه عالم صغیر و عالم کبیر: تمام عناصر موجود در طبیعت ( 109 عنصر شناخته شده در جهان )در جسم انسان وجود داردو نیز تمام مراحل هستی در نفس انسان وجود دارد.

 

درس هشتم:

جغرافیای عرفانی: فلسفه اشراق بر پایه یک جغرافیای عرفانی است که در این جغرافیا "غرب" دنیای ماده است زندانی است که روح انسان در آن افتاده و باید از آن رهایی یابد . شرق، دنیای فرشتگان است که در ورای دنیای مرئی قرار دارد و مبدا روح انسان است .غرب میانه ، به منزله افلاکی است که با قوای مختلف درونی انسان مطابق انسان است.

مشرق اصغر: مرتبه ضعیف علم حضوری به خویشتن و نقطه آغاز سفر معنوی است .

مشرق اکبر : رسیدن به عالم عقول و نورانیت محض و قرب نورالانواراست.

انسان با ترک گناهان کوچک از مغرب اصغر فاصله می گیرد تا به مشرق اصغر برسد و با ترک گناهان بزرگتر از مشرق اکبر فاصله می گیرد تا به مشرق اکبرکه محلی برای تجلی نورانیت است، می رسدو البته همه این سیر و سفرها در درون انسان است و علم به آن حضوری است.

علم حصولی: عبارت است از حضور صورت و ماهیت و معلول نزد عالم . به عبارت دیگر علم به اشیای خارجی که از طریق صور علمیه حاصل می شود.

- علم حضوری : عبارت است از حضور خود معلوم با وجود خارجیش نزد عالم به عبارت دیگر علم به صور علمیه بی واسطه و مستقیم است .

معلوم بالذات:

در علم حصولی خود صور علمیه را معلوم بالذات گویند .

معلوم بالعرض: شی ء خارجی را معلوم بالعرض گویند .

عالم عقول: عالم فرشتگان

اشراق ربانی : یعنی انوار ملکوت و انوار ذات احدیت که در دل عارف می تابد پنهان ها و اسرار غیبی برای عارف هویدا می شود و الطاف پیاپی در دل او قرار می گیرد.

درس نهم:

عرفان: در لغت شناخت و شناسایی ، در اصطلاح نام علمی است از علوم الهی که موضوع آن شناخت حق و اسماء و صفات اوست. طرز تفکری است که عارف برای شناسایی حق انتخاب می کند. می توان گفت عارف  

راو شناخت حق را از طریق تصفیه باطن و تحلیه (آراستن) روح و تجربه باطن و الهام و اشراق و کشف و شهود

میسر می داند.

درس یازدهم:

تشکیک وجود : وجود حقیقتی واحد است اما مراتب وجودی موجودات یکسان نیست و اختلاف موجودات تنها در شدت و ضعف برخورداری آنها از وجود است .به اصطلاح نقطه اشتراک و اختلاف یکی است(یعنی کلی که صدق آن بر افراد متعدد به یک اندازه نباشد یعنی یکی ضعیف تر و یکی شدیدتر از لحاظ مرتبه ای باشد).

حرکت جوهری: هر موجودی دارای دو دسته ویژگی است : ویژگی های ذاتی و عرضی

حرکت و تغییردرویژگی های عرضی امری ملموس و قابل قبول است اما صدرالمتالهین با استناد به آیات قرآن استدلال نمود که ویژگی های ذاتی نیز در حرکت و تغییرند و اتفاقا رسیدن به کمال در این تغییر نهفته است.

اما این نوع حرکت آن گونه است که شی ء متحرک در عین دگرگونی همواره خودش ، خودش است و این صیرورت و سیلان در کانال خاصی صورت می گیرد که رابطه شی ء  متغیر با گذشته و آینده قطع نمی شود و در حال تغییر کلی و اساسی از نوعی ثبات برخوردار است.

جوهر(substance) : آن چه که قائم و متکی به خود و محل تغییر و دگرگونی است،

عرض: صفات و حالات که حال در محل (جوهر) می باشد بنابراین بر جوهر حمل می شوند و وابسته به شی ء می باشند

( جوهر و عرض با ذاتی و عرضی در منطق اشتباه نشود.)

ذاتی : آن چیزی که قوام شی ء به آن بستگی دارد و مقوّم ماهیت است.

عرضی: خارج از حقیقت و ماهیت شی ء است ، اگر نباشد خللی بر ماهیت وارد نمی شود .مانند:

حسن نویسنده است.  حسن نویسنده نیست.

فقر وجودی : وابستگی و احتیاج موجود است به بوجود آوردنده اش به علت نقص کمبودی است که دارد که ملا صدرا  ملاک نیازمندی معلول به علت را ضعف و نقص را مرتبه وجودی می داند.

معلول زمانی که معدوم است از وجو د بهره ای ندارند و عین فقر و نیازمندی است . پس موجودات یا عین فقر و نیازند مثل معلول یا بی نیاز و صمد هستند مثل خداوند.

متواطی: به معنی توافق ، مراد این است که صدق مفاهیم بر همه ی افراد شان یکنواخت  است و هیچ یک از مصادیق نسبت به دیگری تقدم و تاخر و اولویت و تفاوت دیگری از جهت مصداقیت برای آن مفهوم ندارد .

مفهوم چوب بر همه مصادیقش یکسان حمل می شود .یا مثل مفهوم انسان و سنگ.

مشکّک : مفاهیمی چون عریض، طویل، سیاه، سفیدو... مفاهیم مشکک هستند. این گونه مفاهیم وقتی در موردی به کار می روند، ما بدون قرینه نمی توانیم بفهمیم کدام مرتبه و چه نحوه ایی از این مفاهیم مراد است . مثلا اگر در موردش بگوییم سیاه است این مفهوم در ما ایجاد تردید می کند که آیا کدام درجه از سیاهی مورد منظور است . لذا می توان مفهوم عریض تر، سیاه تر، طویل تر در مورد آنها بکار برد.مفهوم وجود نیز موجودی مشکک است یعنی اتصاف اشیاء به موجودیت یکسان نیست و بین موجودات از حیث تقدم و تاخر اولویت هایی وجود دارد . مثلا وجود بر خداوند متعال که هیچ گونه محدودیتی ندارد نسبت به موجودات دیگر ، اولی و مقدم است. بنابراین مراد از تشکیک وجود این است که مفهوم وجود گرچه واحد و مشترک معنوی است ، اما صدق آن بر مصادیق مختلف و متفاوت بود. طبعا مصادیق وجود نیز بعضی نسبت به بعضی دیگر دارای تقدم و تاخر و اولویت ، شدت و ضعف و ... می باشند.

درس دوازدهم:

ادراکات حقیقی : عبارتند از مفاهیمی که در خارج مصداق واقعی دارند و به عبارت دیگر خود آن معانی و مفاهیم در خارج موجودند و ادراک این حقایق ادراک حقیقی است.

( دریافت ما از جهان هستی و تامل و تدبر درآن مربوط به حوزه هست هاست و فعالیت عقل انسان در این حوزه کشف علوم و دانش هااست.)

 

ادراکات اعتباری : کلمه اعتباری در مقابل کلمه حقیقی یا واقعی است. ادراکات اعتباری به مفاهیمی گفته می شود که خود آن معانی و مفاهیم مستقیما در خارج موجود نیست بلکه از یک سلسله معانی و مفاهیم دیگر که انها در خارج موجودند گرفته می شوند یعنی ساخته ذهن انسان هستند و انتزاعی ( با توجه به هست ها و دریافت انسان از امور موجود هنجارها ساخته می شوند و حکم به باید و نباید می شود و تمایلات انسان در مسیر درست هدایت میشود.

لا اقتضا: نسبت به عدم و وجود حالتی برابر داشتن، مگر با دخالت علتی که عدم را به وجود مبدل کند .

هوهویت: برگشتن ذات هر چیز به خودش ( هر چیزی خودش خودش است ).

وجود سیال: موجودی که به علت ضعف درجه وجودی از ثابت بودن وتغییر نکردن محروم است و همواره در حال تغییر و دگرگونی است تا استعدادی را به فعلیت و شدتی جدید مبدل کند.

 

((( والسلام )))

{{{گروه فلسفه ومنطق استان کرمانشاه}}}}

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم خرداد 1387ساعت 21:14  توسط جواد مویدی ____ پرشنگ چکشی  | 

بارم درس فلسفه‌ي اسلامي دوره‌ي پيش‌دانشگاهي

فصل

نيمسالي

جبراني

اول

1

5/1

دوم

5/0

5/0

سوم

5/1

2

چهارم

2

5/2

پنجم

1

1

ششم

1

5/1

هفتم

5/0

1

هشتم

2

2

نهم

5/0

1

دهم

5/0

1

يازدهم

2

3

دوازدهم

2

5/2

سيزدهم

5/0

5/0

جمع

15

20

 


 RSS 

POWERED BY
BLOGFA.COM

 
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت 18:19  توسط جواد مویدی ____ پرشنگ چکشی  | 

 

باسمه تعالي

 

سازمان آموزش و پرورش استان كرمانشاه

 

معاون آموزش و پرورش نظري و مهارتي

 

كارشناسي تكنولوژي و گروه هاي آموزشي دوره متوسطه

گروه فلسفه ومنطق استان

 

  دستورالعمل طراحي سوالات طبقه بندي شده درس فلسفه ومنطق 

 

 

 

    مقدمه:                                   

                            

         در فرآيند تعليم و تربيت ، ارزشيابي تحصيلي يكي از عوامل موثر در آموزش و پرورش به شمار مي آيد ، زيرا از طريق آن حاصل تلاش هاي يك دوره آموزشي در بوته سنجش قرار مي گيرد و ضمن صدور مجوز ارتقاي فراگيران به سطح بالاتر ، كاستي هاي احتمالي در فرآيند آموزش نيز مشخص مي گردد.

    ارزشيابي ، با اين حساسيت و كارآمدي در آموزش و پرورش ، زماني معتبر و ارزشمند است كه محتواي آن مطابق با ضوابط علمي باشد. لذا در اين دستورالعمل سعي شده است به ارايه توضيحاتي پيرامون تعريف ارزشيابي و اهميت آن ، طبقه بندي آزمون هاي پيشرفت تحصيلي و طبقه بندي اهداف آموزشي پرداخته شو.د ، اميد است در طراحي و طبقه بندي سوال كتاب آمادگي دفاعي مورد نظر همكاران قرار گيرد.

 تعريف ارزشيابي:

     ارزشيابي پيشرفت تحصيلي عبارت است از" فرآيندي منظم براي تعيين و تشخيص ميزان پيشرفت يادگيرندگان در رسيدن به هدف هاي آموزشي." در اين تعريف اصطلاحات ؛ فرآيند ، منظم ، و هدف هاي آموزشي حائز اهميت هستند . منظور از فرآيند منظم اين است كه ارزشيابي بايد بر طبق يك برنامه و روال منظم انجام گيرد ، از اين رو مشاهدات بي نظم و ترتيب از رفتار دانش آموزان را نمي توان ارزشيابي ناميد.  بر اساس تعريفي كه استافل بيم و همكاران او از ارزشيابي آموزشي عرضه كرده اند ، مي توان ارزشيابي آموزشي را چنين تعريف كرد:

" ارزشيابي فرآيند تعيين ، تهيه و فراهم آوردن اطلاعات توصيفي و قضاوتي در باره ي ارزش يا اهميت هدف هاي آموزشي برنامه ها ، عمليات و نتايج آن به منظور هدايت تصميم گيري ، پاسخگويي و اطلاع رساني است."2

اهميت اندازه گيري و ارزشيابي پيشرفت تحصيلي :

 هر چند كه ارزشيابي پيشرفت تحصيلي يادگيرندگان آخرين فعاليت آموزشي معلم به نظر مي رسد و با آنكه بر طبق روش هاي سنتي و آموزشي و پرورشي ، اندازه گيري و ارزشيابي بازده هاي يادگيري دانش آموزان فعاليتي جدا از آموزش معلم به حساب آمده است ، استفاده از آزمون ها و ساير ابزارها و فنون ارشيابي پيشرفت تحصيلي يكي از مهمترين فعاليت هاي آموزشي معلمان است.

    بر طبق نظريه هاي جديد آموزشي ، معلم نه تنها در پايان دوره ي آموزشي ، بلكه در سراسر جريان آموزشي بايد ميزان يادگيري دانش آموزان خود  را ارزشيابي كند.اين كار به معلم كمك خواهد كرد تا هم از چگونگي توفيق و شكست يادگيرندگان در يادگيري و هم از نقاط قوت و ضعف فعاليت هاي آموزشي خود آگاهي حاصل نمايد. 3

    مهمترين تاثيرات آزمون هاي پيشرفت تحصيلي (گرانلند 1982) 4عبارتند از:

1-   جلب توجه بيشتر دانش آموزان به هدف هاي تدريس

2-   ترغيب دانش آموزان به تمام حوزه هاي مهم محتواي درس

3-   كمك به يادگيري عميق مطلب

4-   دادن اطلاعات مناسب براي تدريس و تصميم گيري در اين خصوص

5- افزايش نگهداري و انتقال يادگيري در مهارت ها و طبفات بالاي يادگيري در دانش آموزان ( فهميدن، كاربرد، تحليل ، تركيب و ارزشيابي)

6- افزايش شناخت دانش آموزان از خود و وادار كردن به تنظيم يك برنامه واقع بينانه براي فعاليت هاي درسي خود

7-   ارايه بازخورد در مورد كارايي تدريس معلم

8- بالا بردن مهارت معلم در معرفي اهداف آموزشي مناسب براي تدريس ، آموزش و بالا بردن انگيزه ي دانش  آموزان براي يادگيري

9-   كاهش تاثيرات منفي رواني اجراي امتحانات در دانش آموزان

    در نهايت مي توان چنين عنوان كرد كه : سنجش و تدريس پويا دانش آموزان را بر مي انگيزد تا بياموزند كه چگونه ياد  بگيرند.5

طبقه بندي آزمون هاي پيشرفت تحصيلي:

   آزمون كتبي پيشرفت تحصيلي را ، براي سهولت بررسي مي توان به دو دسته تقسيم كرد؛ دسته اول آزمون هايي هستند كه در آن ها سوالات آزمون در اختيار آزمون شونده گذاشته مي شود و او پاسخ سوالات را آماده مي كند و در برگه ي آزمون مي نويسد ، به عبارت ديگر فراگير حاصل اطلاعات ذهني خود را در برگه امتحاني مي نويسد. در اين دسته از آزمون ها توانايي يادآوري آزمون شونده سنجيده مي گردد . اين دسته از آزمون ها به اعتقاد لطف آبادي (1374) سوالات تدارك پاسخ6 و به نظر سليماني (1384) امتحانات ذهني 7 ناميده مي شوند و شامل آزمون هاي انشايي محدود پاسخ 8 ، آزمون هاي انشايي گسترده پاسخ9 ، آزمون هاي كوتاه پاسخ 10 و كامل كردني 11 مي باشد.

    دسته دوم آزمون هايي هستند كه آزمون شونده براي جواب دادن به سوالات آن ها نيازي به تهيه ي پاسخ و نوشتن آن ندارد ، بلكه پاسخ به همراه آن به وسيله سازنده ي آزمون تهيه و در اختيار آزمون شونده گذاشته مي شود و آزمون شونده بايد در مورد پاسخ هاي داده شده تصميماتي را اتخاذ كند . اين آزمون ها توانايي بازشناسي فراگيران را اندازه گيري مي كند و شامل آزمون هاي صحيح غلط12 ، جور كردني13 و چند گزينه اي 14 مي باشد . اين دسته از آزمون ها را سوالات گزينش پاسخ15 لطف آبادي (1374) و يا امتحانات عيني 16 سيف (1372) ناميده شده است.

دسته اول ) امتحانات ذهني يا تدارك پاسخ :

-  آزمون هاي محدود پاسخ : در اين دسته از آزمون ها ، آزمون شونده در دادن پاسخ به سوالات آزادي كامل ندارد و سازنده آزمون پاسخ دهنده را ملزم مي سازد تا پاسخ خود را در چهارچوب شرايطي محدود سازد .17

-  آزمون هاي گسترده پاسخ : در اين آزمون هاي انشايي گسترده پاسخ ، براي پاسخ آزمون شونده ، هيچ محدوديتي وجود ندارد و او آزاد است تا هر طور كه مايل باشد پاسخ خود را بپروراند و سازمان دهد .18

-  آزمون هاي كوتاه پاسخ : پاسخ دادن به سوالات اين دسته از آزمون ها بسيار مختصر است و از يك جمله تجاوز نمي كند. اين نوع سوالات حد واسط بين سوالات عيني و انشايي هستند.19

-  آزمون هاي كامل كردني : در اين نوع آزمون ها سوال به صورت يك عبارت يا جمله ي ناقص نوشته مي شود كه در آن يك جاي خالي وجود دارد و آزمون شونده بايد با نوشتن جواب لازم در جاي خالي‘ جمله يا عبارت را كامل كند.

دسته دوم) سوالات عيني يا گزينش پاسخ:

-  آزمون هاي صحيح غلط : آزمون هاي صحيح غلط در واقع نوعي از آزمون هاي چند گزينه اي است ، منتها تعداد گزينه ها به جاي چهار يا پنج انتخاب ،  به دو انتخاب صحيح يا غلط محدود ميشود.20

-  آزمون هاي جور كردني : آزمون هاي جور كردني از تعدادي سوال تشكيل مي شود كه هر يك از آن ها شامل دو ستون است ، يك ستون معرف پرسش ها و ستون ديگر نشان دهنده ي پاسخ ها است . وظيفه آزمون شونده آن است كه پاسخ ها را به پرسش هاي مربوط جور كند.

-  آزمون هاي چند گزينه اي : در اين دسته از آزمون ها ، آزمون شونده از ميان چندين پاسخ ، پاسخ درست را بر مي گزيند .

طبقه بندي اهداف در حيطه شناختي:

   حيطه شناختي شامل هدفهايي  می شود که نتايج عقلانی نظير دانش( معلومات حفظی) ، فهم و مهارت های انديشيدن را مورد تاکيد قرار دهد.21 وبه يادگيری مطالب و يافتن شناخت در باره ی آن ها مربوط می شود. اين حيطه شامل آن دسته از هدف های آموزشی می شود که مستلزم بازشناسی و يادآوری آموخته ها است.

      معمولاً، آموزش های حيطه ی شناختی به پيدايش توانايی های ذهنی منتهی می گردند. در اين حيطه عامل فهميدن نقش اصلی را بر عهده دارد. با توجه به تجربيات آموزشی موجود ، بيشتر هدف های آموزشی از نوع شناختی است ، از اين رو، طبقه بندی شناختی ، کاربرد گسترده ای يافته است.22

    آموختنی های حيطه شناختی از آسان به مشکل تقسيم بندی می شوند و در شش سطح يا طبقه؛ دانش، درک وفهم ، کاربرد ، تجزيه و تحليل ، ترکيب و ارزشيابی  قرار می گيرند.

      طبقات حيطه ی شناختی بر اساس سلسله مراتب تنظيم شده است و هر طبقه از آن مستلزم مهارت ها و توانايی های طبقات پايين تر می باشد.

     حيطه شناختی با نتايج مربوط به دانستنی های ساده شروع می شود و سپس به سطوح مشکل تر يعنی وفهم ، کاربرد، تجزيه و تحليل ، ترکيب و ارزشيابی می رسد، و فرض بر اين است که هر طبقه رفتارهای مربوط به سطح پايين تر را شامل است. به اين ترتيب رفتارهای مربوط به طبقه " فهميدن" رفتار مربوط به دانستن و دانش را در بر می گيرد و طبقه " کاربرد" هر دو طبقه پايين تر يعنی " دانستن" و " فهميدن" را داراست.23

دانش:24

     پايين ترين سطح نتايج يادگيري" دانش" می باشد، و شامل رفتارها و آزمون هايی است که با يادآوری25 و بازشناسی26آموخته ها مربوط می شود. دراين سطح از دانش آموز انتظار می رود تا همان چيز هايی را که آموخته است عيناً و به طور حفظی باز پس دهد.27 در اين سطح يادگيری ، از فراگير خواسته می شود که اطلاعات و معلومات کسب شده را با ماخذ و منبع محسوس به ياد آورد.

  شناخت در اين مرحله شامل؛ دانش اصطلاحات، دانش واقعيت های مشخص ، دانش راه ها و وسايل برخورد با امور جزيی ، دانش راه های ويژه يا برخورد انديشه ها و پديده ها و نحوه ی ارايه آن ها ، دانش روال ها و توالی ها، دانش طبقه بندی ها، دانش روش ها ، دانش اصل ها و تعميم ها و دانش نظريه ها و ساخت ها است.28

  از نمونه فعل هايی که در اين سطح می توان به آن اشاره کرد عبارتند از: تعريف  می کند، توصيف    می کند، مشخص می کند ، بيان می کند و...29

نمونه سوال طبقه  دانش از کتاب فلسفه پيش دانشگاهی.

-- چهار مورد از کتابهای فلسفی فارابی را نام ببريد؟

 

درک و فهم:30

   بيشترين فعاليت ها و مهارت های ذهنی و آنچه که در مدارس آموخته می شوند، با فهميدن سرو کار دارند. هنگامی که دانش آموز گفتاری را می شنود، از او انتظار می رود که معنی آن را درک کند و از مواد و انديشه هايی که در آن نهفته است ، استفاده فکری يا عملی ببرد31.به طور کلی می توان گفت : عامل " فهميدن" در فعاليت های آموزشی دخالت فراوان دارد. فهميدن سبب می شود که يادگيری برای دانش آموز معنی دار و رضايت بخش گردد.

   يادگيری در اين سطح بر پايه پی بردن به مفهوم يک مطلب و تبيين آن با جملاتی که فراگير می سازد، استوار است ، و شامل اجزای فرعی ديگری است.32

الف) ترجمه برگردان:33 ترجمه کردن يعنی مهارت برگرداندن يا تغيير دادن مطالب از شکلی به شکل ديگر بدون اينکه معنی و محتوای آن دگرگون شود . غالباً توانای فرد برای ترجمه ، به داشتن دانش پيش نياز يا مناسب وابسته است.

ب ) تفسير34: تفسير تنها ترجمه ی کلمات و عبارات نيست . بلکه درک تدابير گوناگون به کار برده شده در انتقال مفاهيم و يک نوع بازآرايی35 مفاهيم در ذهن است . به عبارت ديگر ، تفسير شامل شايستگی در تشخيص نکات اساسی و جدا کردن آن از قسمت های کم اهميت تر است.

ج ) برون يابی:36 برون يابی ، مهارت در تعميم دادن يا به کارگيری اطلاعات در طول زمان، به منظور   پيش بينی نتايجی خاص است. برون يابی صحيح ، مستلزم ترجمه و تفسير مطالب و همچنين گسترش روال ها و روندها فراتر از داده ها و يافته ها می باشد.در نتيجه فراگير می تواند ، پيامدها ، نتايج و آثار آن ها را که با شرايط توصيف شده در مطالب اصلی هماهنگ هستند ، تعيين کند.

نمونه فعل های رفتاری طبقه درک و فهم عبارتند از37: برگردان می کند ، از نظر خود دفاع می کند ، تميز می دهد ، تخمين می زند، بسط ميدهد ، تعميم می دهد ، مثال می زند، استنتاج می کند ، پيشگويی می کند ، بازنويسی می کند ، خلاصه می کند و... 

نمونه سوال طبقه  درک و فهم از کتاب فلسفه پيش داشگاهی.

--برهان اسد واخضرفارابي رابه  صورت ختصار بنويسيد.ا

 

کاربرد :38

    کاربرد به توانايی استفاده از آموخته ها در موقعيت های جديد و واقعی اشاره می کند39. در اين سطح دانش آموز توانايی به کار بردن اصول ، قوانين يا روش ها را در موقعيت عينی و مشخص به دست می آورد. 40 و اگر با مساله جديدی مواجه شود ، بدون اينکه در انتخاب مفهوم تجريدی ، برای حل مساله دچار ترديد شود و بی آنکه نياز به راهنمايی ديگران داشته باشد، آن را به کار خواهد برد.

تفاوت طبقه " درک وفهم" و " کاربرد" در اين است که در طبقه قبلی دانش آموز هنگامی که مفهوم تجريدی را فهميد ، اگر موارد کاربردش را بداند می تواند آن را به کار برد، در حالی که در طبقه " کاربرد" اگر دانش آموز در موقعيت مناسب قرار گيرد ، مفهوم تجريدی را به درستی و بدون کمک گرفتن از ديگران به کار می برد.

    نمونه فعل های رفتاری طبقه کاربرد عبارتند از41: تغيير می دهد، محاسبه می کند ، نمايش می دهد ،کشف می کند ، با مهارت انجام می دهد، اصلاح می کند ، به کار می اندازد ، نشان می دهد ، به کار می برد و ...

نمونه سوال طبقه  کاربرد از کتاب فلسفه پيش دانشگاهی.

n  چهار نفر مشغول انجام فعاليتهاي زير مي باشند شخص كنيد هريك ازاين فعاليتهامربوط به كداميك فطرت اول وثاني است؟

n     الف: مسافرت برای کسب انبساط خاطر.                        ب:کسب مهارت رانندگی.

n     ج:تقکر راجع به علل اولیه عالم .                                د:تلاش برای زدودن اعجاب حیرت. 

 

تجزيه و تحليل:42

    مهارت هايی که به تجزيه و تحليل مربوط می شوند، در سطحی نسبتاً بالاتر از مهارت های مربوط به فهميدن و کاربستن قرار دارند . در فهميدن تاکيد بر درک معنی و هدف مفهوم است و در کاربستن ، تاکيد بر به يادآوردن تعميم ها و اصول مناسب و ربط دادن آن با مفاهيم و مساله جديد می باشد. در حالی که در تحليل بر شکستن مطالب به اجزای تشکيل دهنده ی آن و يافتن روابط بين اجزاء و نجوه ی سازمان يافتن آن ها تاکيد می شود. به عبارت ديگر ، يادگيری در سطح تجزيه و تحليل ، متضمن داشتن توانايی تجزيه کردن يک موضوع به اجزای تشکيل دهنده ی آن و مشخص کردن روابط اجزا با يکديگر و نيز درک نحوه ی سازمان يافتن عناصر يک کل و دريافت مبنا و فرضی است که در آن به کار رفت است.

    تجزيه و تحليل را به عنوان يک هدف آموزشی می توان به سه سطح جزيی تقسيم کرد : در سطح اول ؛ از فراگير انتظار می رود که موضوع را يا اجزای تشکيل دهنده ی آن تجزيه کند ، تا عناصر مورد تحليل را شناسايی يا دسته بندی نمايد. در سطح دوم ؛ از فراگير خواسته می شود که روابط ميان عناصر را مشخص کند، تا پيوندها و واکنش های متقابل تعيين گردد و سطح سوم شامل شناخت اصول سازمانی ، يعنی شناخت آرايش و ساخت موضوع است که آن را به صورت يک کل يک پارچه به هم پيوند دهد.43 به عبارت ديگر دانش آموز در اين سطح توانايی تفکيک يک مساله به عوامل تشکيل دهنده ی آن و يافتن روابط علت و معلولی بين عوامل و پديده ها را به دست می آورد.44

    نمونه فعل های رفتاری طبقه تجزيه و تحليل عبارتند از45: تجزيه می کند، نمودار رسم می کند، تشخيص می دهد، تميز می دهد، مشخص می کند، استنباط می کند ، ارتباط می دهد ، تفکيک می کند ، به اجزاء تقسيم می کند و...

 نمونه سوال طبقه  تجزيه و تحليل از کتاب فلسفه پيش دانشگاهی.

--- آيا ميتوان بايدهارا ازهست ها بيرون كشيد؟ اين مسئله چگونه تفسير ميشود؟

 ترکيب:46

     در اين سطح دانش آموز توانايی ترکيب مجدد عواملی که از طريق تجزيه و تحليل تفکيک شده اند به پيدايش معنا و مفاهيم جديد را کسب می کند47. ترکيب مستلزم در هم آميختن دوباره ی قسمت هايی از تجارب گذشته با مطالب جديد و بازسازی آن به صورت يک کل تازه و نسبتاً انسجام يافته است. در اين مرحله ، پيوستگی عوامل به گونه ای بديع و جديد است که موجب بروز معنی تازه و ايجاد ساختی که قبلاً وجود نداشته است می گردد. بدين ترتيب ، فراگير می تواند از جريان ترکيب امور و عوامل به شيوه ی جديد به نظراتی خلاق و بديع دست يابد.48 رفتارهای اين طبقه در اغلب موارد با خلاقيت همراه است.

    نمونه فعل های رفتاری طبقه ترکيب عبارتند از: طبقه بندی می کند، سوار می کند، انشا می کند، خلق می کند، اختراع می کند، توضيح می دهد، توليد می کند، اصلاح می کند، سازمان می دهد، طرح می دهد ، تنظيم می کند و...49

 

نمونه سوال طبقه  ترکيب از کتاب فلسفه پيش دانشگاهی.

 

 

---- تاثيرات مهم فرهنگي فلسفه رادر حوزه ا جتماعي وسياسي جامعه اسلامي توضيح بدهيد .

 

 

ارزشيابی:50

    ارزشيابی و قضاوت ، آخرين و عالی ترين مرحله ی شناخت است و از حيث پيچيدگی نسبت به کليه ی رفتارهای طبقات قبلی جامع تر است و شامل داوری و قضاوت در باره ی ارزش انديشه ها ، کارها، راه حل ها ، روش ها و غيره برای مقصود يا منظور معين می باشد .

ارزشيابی مستلزم به کاربردن شرايط و معيارهايی برای سنجش دقت ، تاثير ، صرفه داشتن و قابل قبول بودن اجزا و خصوصيات معين است . اين داوری ممکن است کيفی يا کمی باشد و شرايط نيز ممکن است به وسيله ی خود دانش آموز تعيين شود و يا معلم آن ها را در اختيار او بگذارد.

  ارزشيابی بر اساس دو نوع معيار صورت می گيرد51:

-       ارزشيابی براساس معيارهای ذاتی و درونی

-        ارزشيابی بر اساس معيارهای بيرونی

 

اگر اثری مانند ؛ انشا ، يک اثر هنری ، مطلبی علمی و يا اثر تاريخی و غيره را در اختيار دانش آموز قرار دهيم و از او بخواهيم آن را براساس معيارهايی از قبيل : درستی و دقتی که در متن آن اثر به کار رفته است ، ارتباطی که بين اجزاء و عناصر آن وجود دارد ، منطقی که بر آن حاکم است و ساختاری که دارد قضاوت کند، اين داوری و قضاوت بر اساس معيارهای درونی و ذاتی آن خواهد بود . اما چنانچه از فراگير بخواهيم اثری را که در اختيار دارد با ساير اثرهای مشابه مقايسه کند( يک شعر از سعدی  با اشعار ساير شاعران) يا آن را بر اساس اهداف، فنون، قواعد و معيارهايی که خارج آن قرار دارند، ولی با آن مرتبط هستند ارزشيابی کند( يک مطلب ادبی را با اهداف، فنون، قواعد و معيارهايی که در ادبيات مطرح است مورد سنجش قرار دهد) و يا حتی با معيارهای شخصی خود در باره ی چيزی اظهار نظر کند، معيار اين قضاوت و ارزشيابی جنبه بيرونی خواهد يافت.

   نمونه فعل های رفتاری طبقه ارزشيابی عبارتند از: ارزشيابی می کند، مقايسه می کند، نتيجه گيری می کند، انتقاد    می کند، توصيف می کند، اثبات می کند، تفسير می کند ، حمايت می کندو...52

 

 نمونه سوال طبقه ارزشيابی از کتاب فلسفه پيش دانشگاهی.

ـــــ در ست يا غلط بودن جمله زير رادر باره اصل سنخيت بين علت ومعلول مشخص نماييد؟

 

(( اينكه انتظام جهان هستي را برقرار ساخته ونيز قانونمندي آنرا بيان مي كند))

 

 

                                             (( والسلام ))

پي نوشت ها:

 

1-    علي اكبر سيف ؛ 20.

2-    عباس  بازرگان ؛ 23-22.

3-    علي اكبر سيف ؛10.

4-    حسن پاشا شريفي ؛ 71.

5-    حسين لطف آبادي ؛ 29.

6-      Supply – type items

7-      Objective examination

8-      Essay restricted- response

9-      Essay – extended – response

10-  Short answer (word or phrase)

11-  Completion

12-  True - false

13-  Matching

14-  Multiple – choice

15-  Selection – type item

16-  Subjective examination

17-       علي اكبر سيف ؛ 66.

18-       پيشين ؛66.

19-       پيشين ؛73.

20-       پيشين ؛ 85.

21-امان اله صفوی ؛58.

22- الف ، لوی ؛25.

23- نرمان ای، گرونلند؛ 41.

24-Knowledge

25-Recall

26-Recognation

27- امان اله ، صفوی ؛ 62.

28- شعبانی، حسن؛174.

29- گرونلند، نرمان ای، پيشين؛45.

30-Comprehension

31- صفوی ،امان اله ،  پيشين؛65.

32- شعبانی، حسن، پيشين؛174-175.

33-Translation

34-Interpletation

35-Rearrange

36-Extrapolation

37- گرونلند، نرمان ای، پيشين؛45.

38-Application

39- گرونلند، نرمان ای، پيشين؛46.

40- لوی، الف، پيشين ؛ 26.

41- صفوی ،امان اله ،  پيشين؛78.

42-Analysis

43- شعبانی، حسن، پيشين؛ 176.

44- لوی، الف، پيشين ؛ 26.

45- گرونلند، نرمان ای، پيشين؛46.

46-synthesize

47- لوی، الف، پيشين ؛ 26.

48- شعبانی، حسن، پيشين؛177.

49- گرونلند، نرمان ای، پيشين؛46.

50-Evaluation

51- صفوی ،امان اله ،  پيشين؛81.

52- گرونلند، نرمان ای، پيشين؛47.

 منابع:

 

بازرگان ، عباس (1380). ارزشيابي آموزشي ، تهران : سمت.

سيف ، علي اكبر (1372). اندازه گيري و ارزشيابي پيشرفت تحصيلي ، تهران: آگاه.

سليماني ، علي ( 1384).بررسي و تحليل سوالات امتحاني در درس رياضي مقطع متوسطه نظري مراكز آموزشي استان كرمانشاه در امتحانات پاياني خرداد 1383؛ كرمانشاه: شوراي تحقيقات سازمان آموزش و پرورش استان كرمانشاه.

شريفي ، حسن پاشا( 1375) . اصول روان سنجي ، تهران : انتشارات رشد.

شعبانی، حسن (1372). مهارت های آموزشی و پرورشی ، تهران : سمت.

صفوی ، امان اله(1372). کليات روش ها و فنون تدريس، تهران: معاصر،

گرونلند، نرمان ای(1373). هدف های رفتاری برای تدريس و ارزشيابی، ترجمه: امان اله صفوی، تهران: رشد.

لوی، الف(1375). مبانی برنامه ريزی درسی مدارس، ترجمه:فريده مشايخ، تهران: مدرسه.

لطف آبادي ، حسين (1374). سنجش و اندازه گيري در علم تربيتي و روان شناسي ، مشهد: انتشارات حكيم فردوسي.

 ((( والسلام)))

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت 17:59  توسط جواد مویدی ____ پرشنگ چکشی  | 

 

 

گروه فلسفه ومنطق استان كرمانشاه

 

 بروشور علمي:

 آشنائی با انديشه  ديويد هيوم

 

 ( جزوه کمک آموزشی درس دوازدهم فلسفه پیش دانشگاهی)

 

هيوم به سال 1711 م در ادينبورگ اسكاتلند به دنيا آمد. نخستين كتابش را بنام رساله «در باره طبيعت انسان »در فرانسه منتشر ساخت. هدف هيو م در این كتاب كوششي بود براي وارد ساختن روش تجربي استدلال در مسائل اخلاقي. در سه كتاب "درباره قوه فاهمه "و"درباره انفعالات"و"درباره اخلاقيات" آرزو داشت كه جهان دانش را دگرگون كند. اومانند جان لاك وبركلي تجربه حسي رامنبع اصلي كسب معرفت قابل اطمينان در مور واقعيت مي دانست. .امروزه هيوم را وارث شك گرايي يونان مي دانند. وي پرچمداراصالت تجربه است (مذهب اصالت تجربه به معناي اعم يعني"وضع يا نحوه عمل ذهني كه در آن به تجربه كفايت كرده است). شعار فيلسوفان اصالت تجربه اين است كه: هيچ چيز در عقل نيست كه از پيش در حس نبوده باشد و قبل از تجربه، ذهن لوح ساده اي است كه بر آن چيزي نقش نبسته است و فقط تجربه است كه ميتواند بر آن چيزي بنگارد يعني معلومات مفيد واقع شود. وي به اصل عليت به عنوان يك اصل عقلي انتقاد مي كند، كه بعدها كانت از آن براي طرح نظريه« پيشيني» ادراك استفاده كرد.  او در انكار اين اصل معتقد بود كه ما وقايع خاصي را مشاهده مي كنيم. مثلا گرم شدن سنگ بر اثر تابش آفتاب، كه اين دو واقعه بدنبال يكديگر رخ ميدهد ولي به هيج وجه نمي توانيم مشاهده كنيم اولي علت دومي است. او معتقد بود كه كسب مفهوم علي از طريق استدلال عقلاني غير ممكن است. او مي گويد مشاهده مكرر وقايعي از يك نوع باعث ايجاد يك عادت     ذهني ميشود به همين دليل انتظار خواهيم داشت كه وقايع بر اساس همان ترتيب گذشته خود اتفاق بيفتد. اين ارتباطي كه در ذهن خود برقرار مي كنيم، انتقالي است كه قوه تخيل ما براساس عادت از يك امر به امري كه معمولا پيامد آن است انجام ميدهد، از همان برداشت يا احساس است كه مفهوم رابطه لازم را بدست مي آ ورد. از ديدگاه وي استدلالهاي ما در مورد وقايع، حاصل چيزي جز عادت و رسم نيست و باورهاي ما در حقيقت جزيي از بخش حسي طبيعت ماست نه بخش عقلي يا ادراكي آن. تمام استدلال هايي كه بر اساس احتمالات عقلي واقع شده اند چيزي جز برداشتهاي حسي نيست.فقط در موسيقي و شعر نيست كه ما از سليقه شخصي و احساسات پيروي مي كنيم، در فلسفه نيز وضع به همين گونه است.  در جاي ديگر ميگويد بخت و اقبال وجود ندارد زيرا زماني ما بخت را مسئول امري ميدانيم كه از علت واقعي آن بي خبريم در جاي ديگر بحث ميكند قضايايي چون« هر واقعه علتي دارد» و« روند طبيعت بصورت يكنواخت ثا بت است» حكم باورهاي طبيعي را دارند و ما قادر به اثبات آن نيستيم. اما طبيعت ما طوري شكل گرفته كه ناچار به قبول آن هستيم . از ديدگاه او عقل به تنهايي در پي كشف حقيقت و تميز آن از باطل است پس نمي تواند انگيزه اي براي هيچ عمل اساني باشد انسان از عقلش براي هموار كردن خواستهاي عاطفي و احساسي خود استفاده ميكند مسئله عمده در فلسفه هيوم تكميل اصالت تجربي انگلس است كه با بيكن شروع و هابز و لاك ان را ادامه دادند و هيوم آنراتكميل كرد .او نشان داد كه مفاهيمي مانند جوهر و عليت عادت ذهني اند و ميشود از اينها گذشت وبه تفكر فلسفي ادامه داد. ضرورت و كليت كه از الگوهاي تفكر فلسفي هستند از تجربه بدست نمي آيند، ضرورت عبارت است از عادت ذهن و اين سخن مساوي است با اينكه در هيچ مورد، هيچ چيزي ضروري نيست. در حقيقت راه شكاكيت در فلسفه جديد با هيوم آغاز ميشود.

 

 

(والسلام علی من اتبع الهدی)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 15:7  توسط جواد مویدی ____ پرشنگ چکشی  |